سایت شعرهای زیبای مشری,منتخب شعرهای ناب,برگزیده اشعار محبوب,برترین اشع

خوشه اشک-بهار را باور کن(فریدون مشیری)
تعداد بازديد : 95

خوشه اشک-بهار را باور کن(فریدون مشیری)

"خوشه اشک"

 

قفسي بايد ساخت

ھرچه در دنیا گنجشك و قناري ھست،

با پرستوھا،

و كبوترھا

ھمه را بايد يكجا به قفس انداخت!

 

روزگاري است كه پرواز كبوترھا

در فضا ممنوع است

كه چرا

به حريم جت ھا خصمانه تجاوز شده است

روزگاري است كه خوبي خفته است

و بدي بیدار است

و ھیاھوي قناري ھا،

خواب جت ھا را آشفته است!


غزل «حافظ» را مي خواندم:

«مزرع سبز فلك ديدم و داس مه نو»

تا به آنجا كه وصیت مي كرد

«گر روي پاك و مجرد چو مسیحا به فلك

از فروغ تو به خورشید رسد صد پرتو»


دلم از نام مسیحا لرزيد

از پس پرده اشك

من مسیحا را بالاي صلیبش ديدم

با سرخم شده بر سینه كه باز

به نكو كاري پاكي ،خوبي

عشق مي ورزيد

و پسر ھايش را

كه چه سان« پاك و مجرد»! به فلك تاخته اند

و چه آتش ھا ھر گوشه به پا ساخته اند

و برادرھا را خانه برانداخته اند!


دود در« مزرعه سبز فلك» جاري است

تیغه نقره «داس مه نو» زنگاري است

و آنچه ھنگام درو حاصل ماست؛

لعنت و نفرت و بیزاري است!

 


روزگاري است كه خوبي خفته است

و بدي بیدار است

و غزل ھاي قناري ھا

خواب جت ھا را آشفته است!


غزل« حافظ» را مي بندم

از پس پرده اشك

خیره در مزرعه خشك فلك مي نگرم

مي بینم:

در دل شعله و دود

مي شود« خوشه پروين »خاموش

پیش خود مي گويم

عھد خودرايي و خود كامي ست،

عصر خون آشامي است،

كه درخشنده تر از خوشه پروين سپھر

خوشه اشك يتیمان ويتنامي است!

بخش نظرات این مطلب
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B :S
کد امنیتی
رفرش
کد امنیتی
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]