سایت اشعار شاعران,محبوبترین اشعار ,جذابترین شعرهای منتخب,شعرهای ویژه

نمازی از شکایت-بهار را باور کن(فریدون مشیری)
تعداد بازديد : 113

نمازی از شکایت-بهار را باور کن(فریدون مشیری)

"نمازی از شکایت"

 

سحر كه نسترن سرخ باغ ھمسايه

فرستد از لب ايوان به آفتاب درود

و اوج سبز درختان به كوچه می ريزد

 

 

و خانه از نفس گرم ياس لبريز است

باز سرودن يك شعر تازه مي آيم

كه ذره ذره وجودم، در آن ترانه تلخ

به ھاي ھاي غريبانه اشك ريخته اند

كنار نسترن سرخ باغ ھمسايه

من از ستاره شفاف صبح مي پرسم

تو شعر میداني؟!

ستاره جاي جواب

به بي تفاوتي آفتاب مي نگرد

تو ھیچ مي بیني

-دوباره مي پرسم-

ستاره اما ،از دشت بي كرانه صبح

به من چو گمشده اي در سراب مي نگرد

نگاه كن

مرا مصاحب گنجشك ھاي شاد مبین

مرا معاشر گلبرگ ھاي ياس مدان

كه من تمامي شب

در آن كرانه دور میان جنگل آتش

میان چشمه خون

به زير بال ھیولاي مرگ زيسته ام

و تا سپیده صبح

به سرنوشت سیاه بشر گريسته ام

تو ھیچ مي گريي ؟

باز از ستاره مي پرسم

ستاره اما با ديدگان اشك آلود

به پرسشي كه ندارد جواب می نگرد

بگو

صداي من به كسي مي رسد در آن سوي شب

بگو كه نبض كسي مي زند در آن بالا

ستاره مي لرزد

بگو

مگر تو بگويي

در اين رواق ملال

كسي چون من به نماز شكايت استاده است

ستاره مي سوزد

ستاره مي میرد

و من تكیده و غمگین به راه مي افتم

آفتاب ھمان گونه سركش و مغرور

به انھدام خراب مي نگرد

بخش نظرات این مطلب
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B :S
کد امنیتی
رفرش
کد امنیتی
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]