دیگری در من,شعر دیگری در من,شعر دیگری در من

شعر دیگری در من-کتاب خاموشی(فریدون مشیری)
تعداد بازديد : 129

شعر دیگری در من-کتاب خاموشی(فریدون مشیری)

دیگری در من

 

پشت این نقاب خنده

پشت این نگاه شاد ،

چهره خموش مرد دیگری است .

مرد دیگری که سالهای سال ،

در سکوت و انزوای محض ،

بی امید بی امید بی امید زیسته .

مرد دیگری که پشت این نقاب خنده ،

هر زمان به هر بهانه ،

با تمام قلب خود گریسته .

مرد دیگری نشسته پشت این نگاه شاد .

مرد دیگری که روی شانه های خسته اش ،

کوهی از شکنجه های نارواست .

مرد خسته ای که دیدگان او ،

قصه گوی غصه های بی صداست .

پشت این نقاب خنده ،

بانگ تازیانه می رسد به گوش ،

صبر

   صبر

      صبر

         صبر

وز شیارهای سرخ

خون تازه می چکد همیشه

روی گونه های این تکیده خموش .


مرد دیگری نشسته پشت این نقاب خنده

با نگاه غوطه ور میان اشک ،

با دل فشرده در میان مشت ،

خنجری شکسته در میان سینه ،

خنجری نشسته در میان پشت .

کاش می شد این نگاه غوطه ور میان اشک را ،

بر جهان دیگری نثار کرد .

کاش می شد این دل فشرده بی بهاتر از تمام سکه های

قلب را ،


زیر آسمان دیگری قمار کرد .

کاش می شد از میان این ستارگان کور ،

سوی کهکشان دیگری فرار کرد .

با که گویم این سخن که درد دیگری است ،

از مصاف خود گریختن .

وین همه شرنگ گونه گونه را ،

مثل آب خوش به کام خویش ریختن .

ای کرانه های جاودانه ناپدید !

این شکسته ی صبور را ،

          در کجا پناه می دهید ؟


ای شما که دل به گفته های من سپرده اید !

مرد دیگری است این که با شما به گفتگوست .

مرد دیگری که شعرهای من ،

بازتاب ناله های نارسای اوست .

بخش نظرات این مطلب
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B :S
کد امنیتی
رفرش
کد امنیتی
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]