شعر های مشیری,اشعار مشیری,کتاب خاموشی مشیری,بهترین شعر های مشری,نه خون

شعر نه خون نه آب نه آتش-دفتر خاموشی(فریدون مشیری)
تعداد بازديد : 111

شعر نه خون نه آب نه آتش-دفتر خاموشی(فریدون مشیری)

نه خون نه آب نه آتش

 

 

چگونه اينهمه باران

چگونه اين همه آب

که آسمان و زمين را به يکديگر پيوست

 

 



به خشک سال دل و جان ما نمي فشاند ؟

چه شد ؟ چگ.نه شد آخر که دست رحمت ابر

که خار و خاک بيابان خشک را جان داد



لهيب تشنگي جاودانه ما را

به جرعه اي ننشاند



نه هيچ ازين همه خون

که تيغ کينه ز دلهاي گرم ريخت به خاک



ايمد معجزه اي 

که ارغوان شکوفان مهرباني را

به دشت خاطر غمگين ما بروياند

نه هيچ از اينهمه آتش 

که جاودانه درين خاکدان زبانه کشيد

اميد آنکه تر و خشک را بسوزاند

بپرس و باز بپرس

بپرس و باز ازين قصه دراز بپرس

بپرس و باز ازين راز جانگداز بپرس

چه شد چگونه شد آخر که بذر خوبي را

نه خون نه آب نه آتش يکي به کار نخورد

بگو کزين برهوت غربت ظلماني

چگونه بايد راهي به روشنايي برد ؟

کدام باد دريندشت تخم نفرت کاشت ؟

کدام دست درين جاک زهر نفرين ريخت ؟

کدام روزنه را مي توان گشود و گذشت ؟

کدام پنجره را مي توان شکست و گريخت ؟

بزرگوارا ابرا به هر بهانه مبار

که خشک سال دل و جان غم گرفته ما

به خشک سال ديار دگر نمي ماند

نه خون نه آب نه آتش

مگر زلال سرشک

گياه مهري ازين سرزمين بروياند

بخش نظرات این مطلب
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B :S
کد امنیتی
رفرش
کد امنیتی
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]