فریدون مشیری,اشعار مشیری,دفتر خاموشی فریدون مشیری,کتاب خاموشی فریدون

شعر عمر ویران-دفتر خاموشی(فریدون مشیری)
تعداد بازديد : 124

شعر عمر ویران-دفتر خاموشی(فریدون مشیری)

عمر ویران

 

 

دیوار، سقف، دیوار

ای در حصار حیرت زندانی!

ای در غبار غربت قربانی!

ای یادگار حسرت و حیرانی!

برخیز

 

ای چشمه خسته دوخته بر دیوار!

بیمار بیزار

تو رنگ آسمان را

از یاد برده‌ای

از من اگر بپرسی،

دیری‌ست مرده‌ای

برخیز

خود را نگاه کن، به چه مانی

غمگین درین حصار به تصویر

ای آتش فسرده!

ندانی

با روح کودکانه شدی پیر

یک عمر میز و دفتر و دیوار

جان تو را سپرد به دیوان

پای ترا فشرد به زنجیر

برخیز

بیرون از این حصار غم‌آلود

جاری‌ است زندگانی، جاری است

دردا که شوق با تو غریبه است

دردا که شور از تو  فراری است

برخیز

در مرهم نسیم بیاویز

هرچند زخم‌های تو کاری است

آه این شیارها که پیشانی است

خط شکست‌هاست

در برج روح تو

کز پای‌بست، روی به ویرانی است

خط شکست‌ها‌؟

نه که هر سطرش

طومار قصه‌های پریشانی است

ای چشم خسته دوخته بر دیوار

برخیز و بر جمال طبیعت

چشمی میان پنجره واکن

هم‌چون کبوتر سبکبال

خود را به هر کرانه رها کن

از این سیاه قلعه برون آی

در آن شرابخانه شنا کن

با یادهای کودکی خویش

مهتاب را به شاخه بپیوند

خورشید را به کوچه صدا کن

برخیز

ای چشم خسته دوخته بر دیوار!

بیمار

بیزار

بیرون ازین حصار غم‌آلود

تا یک نفس برای تو باقی است

جای به دل گریستنت هست

وقت دوباره زیستنت نیست

 

برخیز

بخش نظرات این مطلب
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B :S
کد امنیتی
رفرش
کد امنیتی
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]