شعر آتش پنھان, آتش پنھان,دفتر گناه دریا(شعر آتش پنھان),فریدون مشیری

شعر آتش پنھان-گناه دریا"فریدون مشیری"
تعداد بازديد : 93

شعر آتش پنھان-گناه دریا

آتش پنھان

 

گرمی آتش خورشید فسرد،

مهرگان زد به جهان رنگ دگر


پنجهٔ خسته این چنگی پیر،

ره دیگر زد و آهنگ دگر

 

 

 

زندگی مرده به بیراه زمان،

کرده افسانهٔ هستی کوتاه


جز به افسوس نمی‌ خندد مهر،

جز به اندوه نمی‌ تابد ماه


باز در دیدهٔ غمگین سحر،

روح بیمار طبیعت پیداست


باز در سردی لبخند غروب،

رازها خفته ز ناکامی هاست


شاخه‌ها مضطرب از جنبش باد،

در هم آویخته می‌ پرهیزند


برگ‌ها سوخته از بوسهٔ مرگ،

تک‌تک از شاخه فرو می‌ریزند


می‌کند باد خزانی خاموش،

شعلهٔ سرکش تابستان را


دست مرگ است و ز پا ننشیند،

تا به یغما نبرد بُستان را


دلم از نام خزان می‌ لرزد،

زان ‌که من زادهٔ تابستانم


شعر من آتش پنهان من است،

روز و شب شعله کشد در جانم


 

بخش نظرات این مطلب
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B :S
کد امنیتی
رفرش
کد امنیتی
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]