شعر اسیر,اشعار مشیری,معرفی آثار زیبای مشیری,شاعر مشیری,شاعر معاصر

شعر اسیر - گناه دریا(فریدون مشیری)
تعداد بازديد : 157

شعر اسیر - گناه دریا(فریدون مشیری)

اسیر

 

 

جان مي دھم به گوشه زندان سرنوشت،

سر را به تازيانه او خم نمیكنم

افسوس بر دو روزه ھستي نمي خورم،

زاري براين سراچه ماتم نمي كنم

 

با تازيانه ھاي گرانبار جانگداز؛

پندارد آن ،كه روح مرا رام كرده است

جان سختیم نگر، كه فريبم نداده است،

اين بندگي كه زندگی اش نام كرده است


بیمي به دل ز مرگ ندارم كه زندگي

جز زھر غم نريخت شرابي به جام من

گر به من تنگناي ملال آور حیات

آسوده يك نفس زده باشم حرام من!


تا دل به زندگي نسپارم، به صد فريب؛

مي پوشم از كرشمه ھستي نگاه را

ھر صبح و شام چھره نھان میكنم به اشك،

تا ننگرم تبسم خورشید و ماه را


اي سرنوشت ،از تو كجا مي توان گريخت؟

من راه آشیان خود از ياد بُرده ام

يك دم مرا به گوشه راحت رھا مكن،

با من تلاش كن كه بدانم نمرده ام!


اي سرنوشت مرد نبردت منم بیا،

زخمي دگر بزن كه نیفتاده ام ھنوز

شادم از اين شكنجه خدا را مكن دريغ،

روح مرا در آتش بیداد خود بسوز!


اي سرنوشت !ھستي من در نبرد توست

بر من ببخش زندگي جاودانه را!

منشین كه دست مرگ ز بندم رھا كند

محكم بزن به شانه من تازيانه را!

بخش نظرات این مطلب
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B :S
کد امنیتی
رفرش
کد امنیتی
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]