سروده های فریدون مشیری,دفتر های فریدون مشیری,زیباترین اشعار مشیری

آن روز شاعرم-گناه دریا(فریدن مشیری)
تعداد بازديد : 89

آن روز شاعرم-گناه دریا(فریدن مشیری)

"آن روز شاعرم"

 

 

گفتم براي آنكه بماند حديث من

آن به كه نغمه ھا ز غم عشق سر كنم


غیر از سرود عشق نخوانم به روزگار

وز درد عشق سوز سخن بیشتر كنم

 

 

 

جنگم بجز واي محبت نمي نواخت

طبعم به غیر عشق سرودي نمي سرود


بسیار آفرين كه شنیدم ز ھر كنار

بسیار كسكه نغمه گرم مرا ستود


آتش زدم ز سوز سخن اھل حال را

اما زبان مدعیان خار راه بود


ديدند يك شبه ره صد ساله مي روم

در چشم تنگشان ھنر من گناه بود


كندند درخیال بناي گذشتگان

در پیش خود ستاره ھفت آسمان شدند


فانوس شعرشان نفسي بر كشید و مرد

پنداشتند روشني جاودان شدند


اين گلشن خزان زده جاي نشاط نیست

شاعر به شھر بي ھنران بار خاطر است


اينجا كسي كه مدح نگفت و ثنا نخواند

سعدي اگر شود نتوان گفت شاعر است


گیرم ھزار نغمه سرايم ز چنگ دل

گیرم ھزار پرده برآرم ز تار جان


آم روز شاعرم كه بگويم مديح اين

آن روز شاعرم كه بخوانم ثناي آن

بخش نظرات این مطلب
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B :S
کد امنیتی
رفرش
کد امنیتی
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]