شعر های معاصر ایران ,نابترین شعر های مشیری,سروده های زیبای مشیری

دروازه طلایی-گناه دریا(فریدون مشیری)
تعداد بازديد : 171

دروازه طلایی-گناه دریا(فریدون مشیری)

"دروازه طلایی"

 

 

در كوره راه گمشده سنگلاخ عمر

مردي نفس زنان تن خود میكشد به راه

خورشید و ماه روز و شب از چھره زمان

ھمچون دو ديده خیره به اين مرد بي پناه

 

اي بس به سنگ آمده آن پاي پر ز داغ

اي بسبه سر فتاده در آوش سنگ ھا

چاه گذشته بسته بر او راه بازگشت

خو كرده با سكوت سیاه درنگ ھا


حیران نشسته در دل شبھاي بي سحر

گرياندويده در پي فرداي بي امید

كام از عطش گداخته آبش ز سر گذشت

عمرش به سر نیامده جانش به لب رسید


سو سو زنان ستاره كوري ز بام عشق

در آسمان پخت سیاھش دمید و مرد

وين خسته را به ظلمت آن راه ناشناس

تنھا به دست تیرگي جاودان سپرد


اين رھگذر منم كه ھمه عمر با امید

رفتم به بام دھر برآيم به صد غرور

اما چه سود زين ھمه كوشش كه دست مرگ

خوش مي كشد مرا به سراشیب تنگ گور


اي رھنورد خسته چه نالي ز سرنوشت

ديگر ترا به منزل راحت رسانده است

دروازه طلايي آن را نگاه كن

تا شھر مرگ راه درازي نمانده است

بخش نظرات این مطلب
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B :S
کد امنیتی
رفرش
کد امنیتی
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]