شعر فریدون مشیری,نابترین اشعار فریدون مشیری,گنجینه شعر های مشیری,

پرواز با خورشید-ابر و کوچه(فریدون مشیری)
تعداد بازديد : 93

پرواز با خورشید-ابر و کوچه(فریدون مشیری)

"پرواز با خورشید"

 

بگذار، كه بر شاخه اين صبح دلاويز،

بنشینم و از عشق سرودي بسرايم.

آنگاه ،به صد شوق، چو مرغان سبكبال،

پر گیرم ازين بام و به سوي تو بیايم

 

خورشید از آن دور، از آن قله پر برف،

آغوش كند باز، ھمه مھر، ھمه ناز

سیمرغ طلايي پر و بالي ست كه -چون من

-از لانه برون آمده، دارد سر پرواز


پرواز به آنجا كه نشاط است و امیدست،

پرواز به آنجا كه سرود است و سرور است

آنجا كه، سراپای تو، در روشني صبح،

روياي شرابي ست كه در جام بلور است.


آنجا كه سحر ،گونه گلگون تو در خواب،

از بوسه خورشید، چون برگ گل ناز است،

آنجا كه من از روزن ،ھر اختر شبگرد،

چشمم به تماشا و تمناي تو باز است!


من نیز چو خورشید ،دلم زنده به عشق است.

راه دل خود را نتوانم، كه نپويم

ھر صبح ،در آيینه جادويي خورشید،

چون می نگرم ،او ھمه من، من ھمه اويم!


او ،روشني و گرمي بازار وجود است.

درسینه من نیز ،دلي گرم تر از اوست

او يك سر آسوده به بالین ننھادست،

من نیز به سر مي دوم اندر طلب دوست


ما ھر دو در اين صبح طربناك بھاري،

از خلوت و خاموشي شب، پا به فراريم

ما ھر دو ،در آغوش پر از مھر طبیعت

با ديده جان ،محو تماشاي بھاريم.


ما، آتش افتاده به نیزار ملالیم،

ما عاشق نوريم و سروريم و صفايیم،

بگذار كه- سرمست و غزل خوان -من و خورشید:

بالي بگشايیم و به سوي تو بیايیم

بخش نظرات این مطلب
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B :S
کد امنیتی
رفرش
کد امنیتی
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]