فریدون مشیری,شاعران معاصر,شعر معاصر ,بهترین شعر های معاصر,زیباترین شعر

اشك خدا-ابر و کوچه(فریدون مشیری)
تعداد بازديد : 128

اشك خدا-ابر و کوچه(فریدون مشیری)

اشك خدا

 

صدف سینه من عمري

گُھر عشق تو پروردست


كس نداند كه درين خانه

طفل با دايۀ چه ھا كردست


ھمه ويراني و ويراني

ھمه خاموشي و خاموشي


سايه افكنده به روزنھا

پیچك خشك فراموشي


روزگاري است درين درگاه

بوي مھر تو نه پیچیدست


روزگاري است كه آن فرزند

حال اين دايه نپرسیدست


من و آن تلخي و شیريني

من و آن سايه و روشنھا


من و اين ديده اشك آلود

كه بود خیره به روزنھا


ياد باد آن شب باراني

كه تو در خانه ما بودي


شبم از روي تو روشن بود

كه تو يك سینه صفا بودي


رعد غريد و تو لرزيدي

رو به آغوش من آوردي


كام ناكام مرا خندان

به يكي بوسه روا كردي


باد ھنگامه كنان برخاست

شمع لبخند زنان بنشست


رعد در خنده ما گم شد

برق در سینه شب بشكست


نفس تشنه تبدارم

به نفسھاي تو مي آويخت


خود طبعم به نھان مي سوخت

عطر شعرم به فضا مي ريخت


چشم بر چشم تو مي بستم

دست بر دست تو مي سودم


به تمناي تو مي مردم

به تماشاي تو خوش بودم


چشم بر چشم تو مي بستم

شور و شوقم به سراپا بود


دست بر دست تو مي رفتم

ھركجا عشق تو مي فرمود


از لب گرم تو مي چیدم

گل صد برگ تمنا را


در شب چشم تو میديدم

سحر روشن فردا را


سحر روشن فردا كو

گل صد برگ تمنا كو


اشك و لبخند و تماشا كو

آنھ مه قول و غزل ھا كو


باز امشب شب باراني است

از ھوا سیل بلا ريزد


بر من و عشق غم آويزم

اشك از چشم خدا ريزد


من و اينھمه آتش ھستي سوز

تا جھان باقي و جان باقي است


بي تو در گوشه تنھايي

بزم دل باقي و غم ساقي است

بخش نظرات این مطلب
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B :S
کد امنیتی
رفرش
کد امنیتی
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]