شعر دل تنگ,دل تنگ,سروده دل تنگ,شعرهای لحظه ها و احساس ها,فریدون مشیری

دل تنگ-احساس ها و لحظه ها(فریدون مشیری)
تعداد بازديد : 81

دل تنگ-احساس ها و لحظه ها(فریدون مشیری)

"دل تنگ"

 

 

سر خود را مزن اينگونه به سنگ

دل ديوانه تنھا«دل تنگ»،

منشین در پس اين بھت گران

مدران جامه جان را مدران

 

 

مكن اي خسته درين بغض درنگ

دل ديوانه تنھا« دلتنگ»

پیش اين سنگدلان ،قدر دل و سنگ يكي است

قیل و قال زغن و بانگ شباھنگ يكي است

ديدي آن را كه تو خواندي به جھان يارترين

سینه را ساختي از عشقش سرشارترين

آنكه مي گفت منم بھر تو غم خوارترين

چه دل آزارترين ش،د چه دل آزارترين

نه ھمین سردي و بیگانگي از حد گذراند

نه ھمین در غمت اينگونه نشاند

با تو چون دشمن دارد سر جنگ

دل ديوانه تنھا« دل تنگ»

ناله از درد مكن

آتشي را كه در آن زيسته اي« سرد مكن»

با غمش باز بمان

سرخ رو با ش ازين عشق و سرافراز بمان

راه عشق است كه ھمواره شود از خون رنگ

دل ديوانه تنھا «دل تنگ»

بخش نظرات این مطلب
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B :S
کد امنیتی
رفرش
کد امنیتی
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]